خواهر عزیزم... کجاست اون مریم فلفلی که شاد بود ؟ کجاست اون دکتر؟ کجاست اون مریمی که عنصر حرکت بود ؟ کجاست اون مریمی که فرهنگ لغتش نمکش بود؟ زندگی خیلی هامون داره با افسانه می گذره...
افسانه ها هنگامی که افسانه هستند زیبایند.. درست همانند زیبایی سبز رو شدن درختان ها.. درست همانند آبی آسمانی بی کران.. درست همانند خنده های از سر شوق کودکان.. همانند همه ی افسانه های افسانه سرایان..
پر از احساسی
شیرین عسل
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
درد مشترک...
چرااین روزها اینقدر نیستی.
به نام خالق..!
افسانه...!
افسانه ها هم روزی محقق می شوند..!
اینها که تو می گویی..!
روزی باز می گردند!
خواهر عزیزم... کجاست اون مریم فلفلی که شاد بود ؟ کجاست اون دکتر؟ کجاست اون مریمی که عنصر حرکت بود ؟ کجاست اون مریمی که فرهنگ لغتش نمکش بود؟
زندگی خیلی هامون داره با افسانه می گذره...
بازم خوبه که میگی
نیستی هنوز؟
. . .
سلام بر استاد گرامی...
حتی اگه نبینه اینارو یا درک نکنه... باز هم به شنیدن این افسانه ها نیاز داریم... نیاز داره... بزار حداقل افسانه هامون هنوز قشنگ باشن...
تونفسهایت را قدری جانانه بکش ...
نیستی...
انگار درگیر افسانه هایی!
سلام
چقدازهم دورشدیم.
دلم برات تنگ شده مریم.دوستدارم ببینمت
دلتنگت شدم...
سلام...
افسانه ها هنگامی که افسانه هستند زیبایند..

درست همانند زیبایی سبز رو شدن درختان ها..
درست همانند آبی آسمانی بی کران..
درست همانند خنده های از سر شوق کودکان..
همانند همه ی افسانه های افسانه سرایان..
پر از احساسی
شیرین عسل