سفر به سرزمین عاشقانه ها - قسمت هفتم
ادامه مطلب....
من ...حواترازحوا
هنوز...
عاجزم
از درک وسعت وسیع عاشقی تو و خدا
عاجزم از باور عشقبازی ات در یک ظهر تفتیده !
من اینجا چه می کنم
دست طلب کدامیک از شما مرا به اینجا کشیده ؟
من .. تنها می گذرم !
از خیمه گاه
تل زینبیه
کهف العباس
مقام علی اصغر
مقام علی اکبر...
تاب ندارم ...
اشکی در کار نیست
آرامم ، آرامیم ، همگی !
قرار نیست بفهمیم
که اگر می فهمیدیم و می دیدیم تاب نمی آوردیم
امشب ...
کنار ضریح عباس مثل همیشه مبهوت ایستادم
و تنها به نجوای مردمی عاشق گوش دادم
من ... اینجا ... مقدس ترین خاک سرزمین تو...
من ...اینجایم ...
شنیدن نجوای عاشقی عاشقان هم عالمی دارد
دلم هوایی می شود
بغضم می گیرد
بگذارمن هم نجوایی کنم ...
- وساطت مرا نزد خدا کن
کسی چه می داند
شاید تازه متولد شده باشم !!!
کربلا - 24آبان 1390
درود بسیار بانوی مهربان...
"بگذارمن هم نجوایی کنم ...
- وساطت مرا نزد خدا کن
کسی چه می داند
شاید تازه متولد شده باشم !!! "
اینجا را که خواندم، نا خودآگاه گفتم: ای وای...
حسرت کشیدم... حسرت بردم...
کاش واسطه همه ما باشه
سلام
زیارت شما قبول باشه انشالله . هرچند ادامه مطلب برای خواندن باز نشد .