برای خرید رفته بودیم ...
پسرک اصرارپشت اصرار که یک کارت تبریک بخرد
انصافا هم گران قیمت بود
به خیال اینکه هوس زودگذر کودکانه است مخالفت کردم
قهر کرد برای اولین بار !
عادت نداشت به این رفتارها ... قهر نمی کرد برای چیزی
با اینکه اصلا دلم نمی خواست اهمیتی به قهرش بدهم کوتاه آمدم
نمی خواستم خیال کند کلید مشکلش در قهر است بهرحال
به خانه که رسیدیم
پسرک برای خودش گوشه ای سرگرم بود ...
داشتیم مهیای شام می شدیم در یخچال را که باز کردم پسرک دوید و مقابلم
ایستاد چشمهایش می خندید ...
کارت را به طرفم گرفت گفت بازش کن
بازش کردم دیدم با دست خط کلاس اولی اش نوشته
مامان را دوست دارم
بابا را دوست دارم
ایلیا
...
خشکم زد !
حواترین : وقتی یادم میافته چه مصرانه ازم می خواست کارت رو بخرم و من چه
مصرانه تر مخالفت می کردم شرمنده می شم ...
من... حواتر از حوا
سلام اخی الهی فداش ..کاش ما یادمون بمونه که خودمون یک روزی بچه بودیم ...کیمیا هم از این کارا زیاد میکنه ...تا یک اخمی روی چهره ی من میبینه میاد با دستاش اخمهای منو باز میکنه ..و میگه مامان بخند .....قربون روح پاک این بچه ها ...............
به روزم
آخی نازی چه بچه ی با مزه ای منم بچه بودم از این کارا زیاد می کردم
آخییییییییییییییییییییییییییییییییییی
چه حس قشنگی. لذت بردین مادرین نه ؟
بیشتر از همه خستگی ام در رفت
خستگی شب نخوابیدنهاش خستگی بیماریهاش خستگی گریه هاش همه چیز ...
اشکم دراومد مهراسا...گاهی از روح بزرگی که تو این جسمهای کوچیکه حیرت می کنم..خدا حفظش کنه
چه پسر پاک و معصومی داری مریم جان
خیلی دوستش دارم
و چه دل پاکی داره از الان...
الهی ...
دوستش دارم
ممنونم
منم یک دختر دارم تا خونه برسم . دستامو بشورم باید چند دقیقه بوش کنم تا خستگیم در بره. هیچ لذتی بالاتر از این نیست.
اونم با یک خنده جوابمو میده :)
الهی قربون این مهربونی ایلیا جونم برم که خیلی دلم براش تنگولیده
میگم حالا از این به بعد هرچی بخواد یعنی براش میخری؟
به آقای همسر سلام گرم اینجانب را برسانید
وااااااااااااای عزیزم
چه قدر کار قشنگ و دوست داشتنی ای کرده! الهی تا ابد همینطور بمونه براتون
۵۳۴۱۴
بچه ها که مدرسه میرن معمولا ذوق و شوق دارن نشون بدن چی یاد گرفتن .حالا از این باقلا میپرسیدی برای چی کارت میخوای. اینقدر این استعدادو سرکوب نکن مادر جان
برایت بماند تا همیشه و این طور مهربان.
اله ی ی ی ی ی
عزیزم
چه مادرانه ی نازی
بهش بگو هر وقت می خواد عذرخواهی کنه و نمی تونه بگه...بنویسه رو کاغذ.
خیلی معجزه می کنه.
تازه شم... اون نامه ها خیلی جالبن...
باور کن.
الهی بگردم ....چقدر با محبت و خالصانه
مریمی خیاط من طرف افسریه و شهید محلاتیه ...اگر به کارت میاد بگو تلفن و آدرسش را برات اس کنم
کت و شلوار را ۵۰ تومن میگیره
خبرت می کنم عزیزم
آدم خوبی که نشدی شاید مادر خوبی باشی!
شاید!
به قول طغرل : برو بابا !
گاهی این بچه ها هم عجب کارهایی میکنن ها . خدا حفظشون کنه . خدا عاقبتشونوبه خیر کنه . من که نگرانم برای همه ی بچه ها .
سلام
خدا حفظش کنه
این محبت خیلی باارزشه چئن هیچ چشم داشتی پشتش نیست
ایلیا ....چقدر دوسش دارم .....باد اون روز افتادم که با فاطمه و ایلیا و خودت منتظر بابا بودیم توی بوستان گفتگو بعد ایلی گریه می کرد خشته شده بود .....آخی.....یاد روزهای خوش بخیر....
دلم لک رده واست مرمر.......لک زده واسه یه دنیا حرف....
اخی ... پسرت خیلی خوشگله ... براش اسفند دود کن ....
ای جااااااااااااااااااااااااااااااااااااانم ... درسته که هووی عیالمه و دشمنم باهاش !!! اما معلومه که فوق العاده پسر فهمیده ایه ..
ایشالله که سالهای سال زیر سایه ی پدر و مادر بزرگوارش زندگی شادیو داشته باشه ...
خوش به حالت عجب پسر نازی داری