مرد میانسال دست دختر جوان را چنان گرفته بود که گویی دخترک
همین حالاست که فرار کند یا نمی دانم روی برفهای نامرئی لیز بخورد
دوستم پتوی مسافرتی سبک رو روی پایش کشیدوگفت:
به نظرتون الان زن این مرد داره چیکار می کنه ؟ لابد داره می شوره
و می پزه و بچه داری می کنه اونوقت آقا اومده واسه خودش صفا
نگاه شیطنت آمیزی به آقای همسر و همسر دوستم انداختم
از همان نگاهها که اگر شما جای این مرد بودید دیگر کلا نبودید
دوستم ادامه داد :
خاک تو سر زنش کنن!
گفتم :
کسی چه می دونه شاید عاشقه !!!
حواترین : منظورم از خط آخر زن اون مرد بود
من ... حواتر از حوا
شک نکن...
عاشق مجبور است چشمانش را بر روی همه چیز ببندد...
مثل من که بستم چشمانم را بر روی خیلی چیزها
و تحمل کردم
و سوختم
تا حداقل
دوست داشتن را بد نام نکنم.
حوای عزیز
حالمان باز بد شد
چشمانمان تر شد
باز
کاری کردی کارستان ... کاش می دانستی ...
و شرمنده شدم باز برای زخم زدن روی زخم ... باز شرمنده شدم ... باز
شاید عاشقه؟
عجب جوابی......... شاید هم زنش عاشقه چه کسی می دونه؟؟
کسی چه می دونه شایدم !
خاک توسرش
من دست بزن خوبی ندارم







یکی به نفعه تو
ازمردای این دوره باید انتظارهرچیزی روداشت
هیچی بعید نیس
آخ آخ
اگر عاشق بود هوای شوهرشو داشت شایدم من اشتباه میکنم
شایدم مرده مردی نبود که عاشقی رو بفهمه
ای بابا جرا ذهن همتون منحرفه!!از کجا مطمئنین زن داره؟؟؟؟
اینم یه جورشه
اما باید زن باشی که بفهمی این چیزارو
مطمئنم که داشت
همیشه همه چیز متقابله
معلوم نیست دلسردی های زوجین از کجا شروع میشه
اما ادامه شکاف به جفتشون برمیگرده
یه حالت استثنا وجود داره و اون هم اینه که یکی "مریض" باشه
یعنی مرض داشته باشه...
موافقم
بهتر بود از خودش علت رو میپرسیدید که اینقدر دق دلیتون رو سر آقایون بد بخت خالی نکنید.چرا ما تا یه چیزی رو میبینم فکر میکنیم همونی که ما فکر میکنیم درسته؟!!!
خدایا عاشقان را غم مده...چی گفتم .چه ربطی داشت
برای اینکه کلا آقایون رو باید ریخت تو اقیانوس
نه از این شوخی ها گذشته نفرت ما از اینه که چرا تمام دادگاهها به یه مردی که گیر یه زن بد افتاده حق هرکاری میدن اما به یه زن نه ؟
عشق همه ی قاعده ها رو به هم میزنه ..... قضاوت این جور وقت ها خیلی سخته و شاید همیشه هم نادرست .ما که تودل مردم نیستیم .داستان عشق برای هر کسی یه داستان منحصر به فرده .هیچ نسخه ای نمیشه برا ش پیچید .
لایک به کامنت پرشان...
طفلی خانمه...
من با تو موافقم مریم عزیز
چون کی میدونه واقعا بین اون دو چی گذشته
و نمیشه زن رو بدبخت دونست
وقتی عشق و عاشقی کاری میکنه که حاضر میشی از جونت بگذری پس دیگه این چیزی نیست در مقابل جون آدم