مرد میانسال دست دختر جوان را چنان گرفته بود که گویی دخترک


همین حالاست که فرار کند یا نمی دانم روی برفهای نامرئی لیز بخورد


دوستم پتوی مسافرتی سبک رو روی پایش کشیدوگفت:


به نظرتون الان زن این مرد داره چیکار می کنه ؟ لابد داره می شوره


و می پزه و بچه داری می کنه اونوقت آقا اومده واسه خودش صفا


نگاه شیطنت آمیزی به آقای همسر و همسر دوستم انداختم


از همان نگاهها که اگر شما جای این مرد بودید دیگر کلا نبودید


دوستم ادامه داد :


خاک تو سر زنش کنن!


گفتم :


کسی چه می دونه شاید عاشقه !!!






حواترین : منظورم از خط آخر زن اون مرد بود






من ... حواتر از حوا

نظرات 13 + ارسال نظر
پَـ ـرشـ ـان شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 11:50 ق.ظ http://www.parshan85.blogfa.com

شک نکن...

عاشق مجبور است چشمانش را بر روی همه چیز ببندد...
مثل من که بستم چشمانم را بر روی خیلی چیزها
و تحمل کردم
و سوختم
تا حداقل
دوست داشتن را بد نام نکنم.

حوای عزیز
حالمان باز بد شد
چشمانمان تر شد
باز

کاری کردی کارستان ... کاش می دانستی ...
و شرمنده شدم باز برای زخم زدن روی زخم ... باز شرمنده شدم ... باز

الهام شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 11:52 ق.ظ http://dolfin222.blogfa.com

شاید عاشقه؟

عجب جوابی......... شاید هم زنش عاشقه چه کسی می دونه؟؟

کسی چه می دونه شایدم !

چای سبز شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 11:54 ق.ظ

آلیس شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 12:28 ب.ظ http://rahzan2.persianblog.ir/

خاک توسرش

خانم هاویشام شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:58 ب.ظ

من دست بزن خوبی ندارم
یکی به نفعه تو

ازمردای این دوره باید انتظارهرچیزی روداشت
هیچی بعید نیس

مژده شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 03:54 ب.ظ http://shahnematollahi.mihanblog.com

آخ آخ

بهارمامان امیر شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 04:18 ب.ظ http://oribad.blogfa.com

اگر عاشق بود هوای شوهرشو داشت شایدم من اشتباه میکنم

شایدم مرده مردی نبود که عاشقی رو بفهمه

A ز R ه H ر A اZ شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 07:50 ب.ظ http://www.zafa.blogsky.com

ای بابا جرا ذهن همتون منحرفه!!از کجا مطمئنین زن داره؟؟؟؟

اینم یه جورشه
اما باید زن باشی که بفهمی این چیزارو
مطمئنم که داشت

حیدریم شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:18 ب.ظ http://ghalubala.blogfa.com

همیشه همه چیز متقابله
معلوم نیست دلسردی های زوجین از کجا شروع میشه
اما ادامه شکاف به جفتشون برمیگرده

یه حالت استثنا وجود داره و اون هم اینه که یکی "مریض" باشه
یعنی مرض داشته باشه...

موافقم

پیمان یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 01:21 ق.ظ http://www.rozhaykhoshebato.blogfa.com

بهتر بود از خودش علت رو میپرسیدید که اینقدر دق دلیتون رو سر آقایون بد بخت خالی نکنید.چرا ما تا یه چیزی رو میبینم فکر میکنیم همونی که ما فکر میکنیم درسته؟!!!
خدایا عاشقان را غم مده...چی گفتم .چه ربطی داشت

برای اینکه کلا آقایون رو باید ریخت تو اقیانوس
نه از این شوخی ها گذشته نفرت ما از اینه که چرا تمام دادگاهها به یه مردی که گیر یه زن بد افتاده حق هرکاری میدن اما به یه زن نه ؟

عسل بانو یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 10:15 ق.ظ http://golbanoojan.blogfa.com

عشق همه ی قاعده ها رو به هم میزنه ..... قضاوت این جور وقت ها خیلی سخته و شاید همیشه هم نادرست .ما که تودل مردم نیستیم .داستان عشق برای هر کسی یه داستان منحصر به فرده .هیچ نسخه ای نمیشه برا ش پیچید .

پارسا یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 03:07 ب.ظ http://enclosure.blogfa.com/

لایک به کامنت پرشان...
طفلی خانمه...

ســـــــــــــارا یکشنبه 3 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 03:13 ب.ظ http://Sarazamanii.blogfa.com

من با تو موافقم مریم عزیز
چون کی میدونه واقعا بین اون دو چی گذشته
و نمیشه زن رو بدبخت دونست
وقتی عشق و عاشقی کاری میکنه که حاضر میشی از جونت بگذری پس دیگه این چیزی نیست در مقابل جون آدم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد