از در اتاق داخل نشده چشمانش را گرد می کند
- دیشب دایی اینا اومدن خونه ما زنش بلند نشد ظرفای شامو بشوره تازه
امیر محمدم برگشته به علی میگه شما بیست بار اومدین خونه ما ... من کی
بیست بار رفتم اونجا؟ یه بارتو ماه رمضون برای ختم پدرزنش دعوت کرد
یه بارم که همین دفعه پیش بود پولشو گرفت ... آره دیگه همه اش یا برای
ختم دعوتمون می کنه یا تولد که پولشو بگیره
سعی می کنم نخندم ... با صدای خفه ای می گویم :
- خاله پول چی رو گرفت ؟
با همان لحن طلبکارانه و چشمان گرد می گوید :
- تولد گرفت کادو جمع کنه
دلم می خواست یا سر اورا به دیوار بکوبم یا سر خودم را
سکوتم را که می بیند جری تر می شود : اصلا باید مارو دوباره دعوت کنه!
با خودم می گویم خوبه حالا خودت یه بار کسی رو دعوت نمی کنی خونه ات
فقط طلبکاری و از آن گذشته مراسم مذکور که دایی بی نوای من برای پسر
۹ ساله اش ترتیب داده بود بسیار پرخرج تر از کادوهای دریافت شده بود
و هنگام خروج به هرکدام از بچه ها یک هدیه هم داد !!!
- خاله امیر محمد بچه اس فقط ۱۱ سالشه
- وا ؟ اون بچه اس ؟ اون بچه اس؟ اون می فهمه ! پدرو مادرش یادش میدن
می خواستم بگویم چطوره پسر تو که ۱۰ سالشه بچه اس نمی فهمه اما امیر
محمد بزرگه می فهمه ؟؟؟
به جایش می گویم : خب حالا کادو دادی که دادی عمه ای نباید یه کادو به
برادرزاده ات بدی ؟
بحث را به جای دیگر می کشاند وادامه می دهد ...
- اصلا آدما نا مهربون شدن سنگ شدن هیچکس به داد آدم نمی رسه ...
منم می خوام سنگ بشم مثل تو !
بی تفاوت نگاهش می کنم : کار خوبی می کنی !
رویش را برمی گرداند گویی تا به حال به جسدی متعفن نگاه می کرده
- همه با من دشمنن هیچکس منو دوست نداره !
نگاهش می کنم نمی دانم شاید طرح صورتم مثل همان آیکون سبزرنگ
بلاگفا شده می گوید :
جانماز بده نمازمو بخونم
- تو اتاق مامان اینا پهنه ...
می رود منهم می روم سمت آشپزخانه
- مامان دایی اینادیشب شام خونه خاله اینا بودن؟
- مادرم در قابلمه را سر جایش می گذارد ...
- نه شام نرفته بودن ... چطور مگه ؟
- هیچی همینطوری
صدایش در سرم میپیچد...
- دیشب شام اومده بودن خونه ما زنش بلند نشد ظرفارو بشوره... شام
اومده بودن ... شام اومده بودن...
مادرم می گوید ظرفی برایش ببرم برمی گردم سمت همان اتاقی که
جانماز پهن است می شنوم که می گوید قربه الی الله ...
با خودم فکر می کنم واقعا قربه الی الله ؟
حواترین :
۱ -دنیا رو همونطور که هستی میبینی پس اگر دنیا و آدمهاشو بد دیدی مطمئن باش
بدی تو وجود خودته!
۲ - نمی گم نماز نخون اما زبونت همه رو به باد میده !
۳ - بی ربط نوشت: مسابقه عکاسی رو دریابید...
من ... حواتر از حوا
من که نگرفتم منظور چی بود
پی نوشت رو بخون
می گم خیلی مبهم بودا!!!!
پی نوشت !!!
سلام
سلام
سلام
چون دعوا خانوادگی هستش من دخالتی نمیکنم.
خواهر و برادر و اینا دعوا کنن ابلهان باور کنن
خدا از دهنتون بشنوه ما که خسته شدیم
سلام خانومی
خیلی بده
فکر میکنم خیل کثیری از جامعه همینندُ خودمو هم میگم ها
زبونمون همه ی اعمالمونو میده به باد
خوب فهمیدی چی میگم
اخ چجوری اونجا طاقت آوردی؟ اووووووووووووف
تو دار دنیا یه خاله دارم چه جوری میشه تحملش نکرد خب !!!
خب تو هم حال بدبختو گرفتی دیگه کاش اینارو به خودش میگفتی
(درگوشی:به نظرم تو مسابقه عکاسی میتونی عالی باشی چون عشق به عکاسی رو خوب بلدی)
همه اون حرفا رو تو دلم زدم دختر جون
درگوشی : من چیزای خیلی بهتری از عکاسی بدست آوردم حتی اگر آخر هم باشم اصلا مهم نیست
اوهووومممم
اما با اون که بدی از خودته و اینا یه کم مخالفم
خب باید سر این موضوع بحث کنیم
فقط اینقدر بگم ۹۰٪ مردای هیز شکاکن به زنشون
۹۰٪ دزدها فکر می کنن همه دزدن
و ...
بقیه اش باشه برای وقتی که دیدمت
با پی نوشت 2 موافقم!
البته منکه جای خدا نیستم اما خب از نظر یه انسان نصفه نیمه گفتم
می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن ....
نه به نماز خوندنش نه به دروغ گفتنش, البته ناراحت نشی یه وقتی خوب خالتونه دیگه
نخ سوزن اینکه یه دونه هم هست !
قربه الی الله .
شاد باشی
بد بودن آدما که ربطی به نماز خوندن و نخوندن نداره

درست همون طور که خوب بودنشون هم ربطی به خوندن و نخوندنش نداره
نماز واسه اینجور آدما یه عادته مثل همون دروغگویی
به هرحال من که مثل تو واقعا واسه اینجور آدما با این نگاهاشون متاسفم
خداهمه رو شفا بده و به راه راست هدایت کنه
صادقانه نظر نمیدهم. فقط خواندمتان. ردپایی گذاشتم :)
هی هی از این روزگار! هی هی
۱۷۱۶۷
این جمله دنیا رو همونطور که هستی میبینی پس اگر دنیا و آدمهاشو بد دیدی مطمئن باش
بدی تو وجود خودته!
زیباست اما خیلی بااین جمله موافق نیستم اگر کسی به شما بدی می کنه هیچ ارتباطی به نوع نگاه شما نداره همیشه قضاوت ما از دیگران بخاطر نوع رفتارهای خودشه اگر خوب رفتار باشه مطمئنا ماهم نظرخوب ازش تو ذهنمون داریم اگر رفتارش بد باشه تو نظر دیگران ادم بد لذا به نظرم به نوع نگاه ما برنمی گردد بلکه به رفتار طرف مقابل دارد
اشتباه نکن
منظورم اینه که وقتی دنیارو بد میبینی بی اونکه واقعا کسی بهت بدی کرده باشه یا اینکه وقتی بی دلیل با کسی دشمن میشی مطمئن باش بدی از وجود خودته
سلام مریم جان ...........قضاوت بیخود و حرف های صد تا یک غاز شده ورد زبون ادمها و راحت حرف میزنیم بدون اینکه اصلا به درست و نادرستش فکر کنیم ............باید یاد بگیریم ما اینجوری نباشیم ...شاد باشی