روبه رویم نشسته
می گویم: بلوتوث میدون کاج به دستت رسید؟
می گوید : برو بابا تو هم !
- چرا؟ خب تا اینجا که راهی نیست می رفتی تماشا !
عمیق نگاهم می کند... چرا اینقدر حرص می خوری ؟
چهره ام پر از انزجار می شود رویم را برمی گردانم تا نبیند
می گوید: تا کی می خوای سر این چیزا خودتو ناراحت کنی؟
جوابی نمیدهم ... چند لحظه ای که به سکوت می گذرد می پرسم
این دوتا مامور که توسط جناب را.دان بازخواست شدند چه بلایی به
سرشون !!! اومد؟
شانه بالا می اندازد .... پوزخند می زنم ... نگاهم را می خواند می گوید
به تو چه تو مگه چیکاره ای که اینقدر حرص می خوری؟
می گویم : این سردار را.دان همونه که می گفت تو روز عاشورای پارسال
کسی کشته نشده دیگه ؟ !!!
حواترین :
اینجا ببینید اوج اقتدار نی.روی ان.تظامی را !!!
ایلیا بو برده انگار... سوال پیچم می کنه وقتی تو خبرها دنبالش هستم
می گم یه آدم بدی یه نفرو با چاقو زخمی کرده بعد پلیسها و دکترها اومدن
و اون ادم زخمی رو بردن بیمارستان و حالا هم حالش خوبه و داره آبمیوه می خوره
چطور بهت بگم یه نفر دقایق طولانی روزمین افتاده و هیچکس کمکش نکرده؟
چطور بهت بگم پسرک ... این آدم درست همون جایی افتاده که هر از گاهی که
خونه مامان بزرگ میریم از اونجا بستنی می خریم؟ یا چطور بگم اون شب که
بابابزرگت سکته کرد همون بیمارستانی رفت که فقط اومدن و جنازه اون مرد رو
بردن اونم بعدازاین مدت...
چطور بهت بگم پسرک که پل.یس هم دیگه پل.یس نیست!!!
کاری به گناهکار بودن آدما ندارم معتقدم هر جرمی مجازات خودشو داره !
من .... حواتر از حوا
مریم مگه دستم بهت نرسه؟؟؟؟ سر صبحی فیلم نشون من میدی؟؟؟ حالت تهوع گرفتم...هیکلم رفته رو ویبره
خوشحالم فعلا فلش ندارم که ببینم!!!!!!!
صفحه شما از جهاتی با بقیه فرق می کنه مطالب شما بیشتر نگاههای اجتماعی خوشحات خواهم شد سری به من بزنید
واقعا جز تاسف چیز دیگه ای وجود نداره ....
الان باید اینجوری
باشی نه اینجوری
پسرجان
اینجوریه دیگه ...
چرا حرص میخوری ؟
کی کشته شد ...؟
چرا شایعه درست میکنی خانم ؟
آقای را.دان و دروغ ؟
استغفار کنید
ای خدا بیا منو بخورررررررررررررر
خدانکنه سرو کارهیچ بنی بشری به پلیس و اورژانس و بیمارستان بیفته ...
خصوصی
مریم جان ممنون بابت زحمتی که کشیدی بابت حساب و کارت و....
امیدوارم نتیجه اش رو زوده زود توزندگیت ببینی ..
سیبا ملی : 0200504694008
یا شماره کارت : 6037991066390851
سلام مریم عزیز
افسوس و صد افسوس از این نامردیهای ...
من اینقدر حرص خوردم سر این مسائل که موهام داره رنگ دندونام میشه
سلام.
ای بابا!
خواهر من! شما از نیروی افتضاحی که خودش مردم رو میزنه ٫ شکنجه میده ٫ تجاوز می کنه و در آخر هم می کشه... چه انتظاری داری؟!
و صد افسوس متاسفم برای اون مردم بی احساس بی غیرتی که فقط نظاره کردند این فاجعه رو...
خدا رو شکر که ندیدمش! من دل این چیزا رو ندارم
۷۹۷۲۸
دیدم ... دعوا مثلا سر غیرت و غرور مردانه ... دعوا سر یه زنی که از این بغل به ان بغل رفته ... حالم بهم خورد از تمام حماقتها و فسادی که وجود داره ...
سلام
من یه شعر آماده کردم با یه بغل شور و نوا
می خونم :
شبا که ما تو خوابیم
آقا پلیسه بیداره
روزا که ما بیداریم
آقا پلیسه بیداره
. . .
نتیجه گیری با مردم فهیم و غیور و . . .
دلم یه دل سیر گریه می خواد ...
به صحنه سنگسار شبیه بود بیشتر
بی محاکمه ... بی قاضی... بی شاهد ...
خدایا خودت گفتی بنده ها جزیی از تو هستند چرا عدالتت را به انها ندادی...
واقعن فجیع بود!نمی دونم مردم انسانیتشون کجا رفته؟
اینجا زمین ... ساعت به وقت انسانیت خوابیده
اصلا دلم نیومد ویدیوش رو تماشا کنم. دردناکتر ازاینم ممکنه . بابا مگه چی شده که کشورمون برگشته به دوران قداره کشی و قداره بندی . امنیت اجتماعی؟ خاک برسرتون با برقرار کردن این امنیتی که یه نفر یه نفر ذیگه رو اش و لاش کنه و شما بزدلام بشینین به تماشا .شاد باشی.
همهچیز خیلی عیر عادیه
تو میدون کاج درست همون وسط ایستگاه پلیس هست
و بالاتر انتهای خیابون بیمارستان مدرس
نمی فهمم چرا دونه های تسبیح کنار هم جا نمی گیره
چقدر دلم عین دلت پره...چقدر این حرفها حرفهای منم هست...
از وقتی حمید رفته سربازی اونم با پستی تو رده بالا تو همین نیروی افتضاحی ....چیزهایی رو می دونم که اگر بگم .....
می دونم چی میگی ... می فهمم !
واقعا انزجار هم داره
وقتی که این نیرو اونقدر کثیفه که تو ان..تخا...بات حریف مردم نمیشه و اونا رو به قصد کشت میزنه و میندازشن تو ماشینای حمل گوشت و بعد از چند هفته که در اون ماشینا باز میشه بوی لاشه مرده تا چند فرسخی میره میشه گفت این چیزا چیزای کوچیکیه
اما نه واسه ایلیا که الان سن آموزششه
تهوع آوره کاراشون
متاسفم واقعا
از اینکه شما ناراحتین
من خوشحالم
هه هه
آخه خیلی اونجای آدم می سوزه که منی بینه ژلیس فقط برا آشوب گران اینجوری می کنه و برای این قتل هیچ کاری نمی کنه
واااااااااااااااااااااای
می خندم !
خدایی خودتم فهمیدی چی گفتی؟
سلام...
وای خدا چقدر دلم برای اینجا تنگ شده بود...
برای دو دقیقه اجازه ی ورود به نت دارم...
خواهری باید بگم که درد همه ی ما یکسیت.... من تا صبح روز بعدش وقتی اون صحنه رو از ماهواره دیدم خوابای وحشتناک دیدم ولی غافل از اینکه زندگی خودمون داره وحشتناکتر از خوابهامون میشه...
مامورا تازه خیلی خوشحال میشم مردم خودشون رو بکشن...
حرص نخور که این چیزا پایانی نداره..
خیلی دوستت دارم.
حدس میزنم برای کدو اتفاقی افتاده . آره؟ نگرانشم. چیه توی وبلاگش نوشته... آدم دلواپس میشه... ازش هیچ خبری ندارم.
امیدوارم همه خوب باشن.
بووووووووووووس
سلام
متاسفم که صحنه قتل انهم در حضور نیروهای انتظامی تماشائی شده و بلوتوث میشه باید از این وضعیت فقط گریست یک جوان بخاطر یک بیوه بهمین راحتی به دیار باقی میرود راستی جان انسانها چه ارزانست در این کشور؟!
شاد و سربلند باشید
به وبلاگ منهم سربزنید و از نظرات سازنده خود بهره مندم نمائید[گل]
سلام مریم ..جان ..از این ئست اتفاقا تو جامعه ی ما شده کار هر روزه اگر غیر این باشه باید تعجب کزد مراقب خودت و ایلیا باش ..قربونت ...شاد باشی علیرغم همه یاین اتفاقای بد
ممنونم
البته پلیس ایران ابزار سرکوب حاکمیته.
تامین امنیت با خداست.
نه فقط ابزار سرکوب بلکه بام غلتان جهت رد شدن از روی ملت ... گوشتکوب برای کوبیدنشون ... دریل برای سوراخ کردن مخشون ... بازم بگم ؟
عزیزممممممممم
دیدم همه گریه میزارن و تو گریه میزاری منم گذاشتم ...
مریممممممممم حرص نخور بی خیال بابا ... ای بابا برا همه چی باید حرص بخوریییییییییی؟؟ میام میزنم لهت میکنماااااااااااا
جیگرتو
راستی به این چای سبز بفرمایید این خانوم از بغلی به بغل دیگه نرفته به این آقا پسرجواب رد داده و اون هم تهدیدش کرده و اونهم با پرونده سازی پسره رو میفرسته زندان تا امنیت اش رو تامین کنه تواین جامعه ی شلم شوربا .. وبعد ازدواج این پسر اومد و شوهر ش رو کشت ...
اگه یک دختر انقدر تو زندگی اش از سایه اش هم نترسه این اتفاق نمیوفته
واین اتفاق رو به وفور دیدم وقتی به پسرا جواب رد می دی جنبه ندارن و.....
نه محبوبه جان کل جریان برعکسه قاتل شوهر زن بوده